X
تبلیغات
قاطی پاتی
<!-- Begin k3cod.com Chatroom Code --><div style="display:none;"><a href="http://k3cod.com/"><h1>چت روم</h1></a></div><script language="javascript" src="http://k3cod.com/ftp/other/chat/black/chatroom.js"></script>

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ

آرشيو

مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
مهر 1390



تاريخ شنبه پانزدهم مهر 1391ساعت 16:36 نويسنده فاطمه |
منزل از یاد رفته ام ببار امشب ببار،شاید اشک تو مرا غسل دهد و پاک سازد

شایدبارانت نقطه چینی شود تا به او برسم

تعریف زندگی عوض شده است

تاگریه نکنم نوازشم نمی کنند،تاقصد رفتن نداشته باشم نمی گویند بمان

تابیمار نشوم برایم گل نمی اورند

تاکودک هستم باید همه را دوست بدارم و وقتی بزرگ شدم دوست داشتنرا برایم جرم میکنند

تا نروم قدرم را نمی دانند و تا نمیرم نمی بخشنم

ای اسمان ببار تا هر کس به اندازه پیاله اش پاک شود

ای چتر فروش چتر هایت مال خودت امشب میخواهم خیس شوم،پاک شوم تا شاید محو شوم

واز پلکان ابی به سوی او بروم

پروردگارا عاشقت هستم مرا دوست بدار


تاريخ جمعه هفدهم شهریور 1391ساعت 2:19 نويسنده فاطمه |
برد اقای بهدادسلیمی واقای سجاد انوشیروانی دو دلاور مرد ایرانی را به تموم مردم ایران تبریک می گم

تا باشه از این برد ها!


تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 1:2 نويسنده فاطمه |
      

تاريخ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 21:56 نويسنده فاطمه |
      

تاريخ دوشنبه شانزدهم مرداد 1391ساعت 21:53 نويسنده فاطمه |
بارون رحمت خدا همیشه می باره تقصیر منه که کاسمو برعکس گرفتم

ماه رمضون اومد مبارک باشه


تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 2:49 نويسنده فاطمه |
هر بار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم  و انقدر که در من ترس از گرفتن دستی است از گم شدن نیست

تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 2:38 نويسنده فاطمه |
توی دنیا دوتا ادم نابینا می شناسم یکی تو که هیچوقت عشق منو ندیدی یکی من که کسی رو جز تو کسی رو ندیدم

 

یادته زیر گنبد کبود تو بودی وکلی حسود؟تقصیر همون حسوداس که حالا هستی ما شده یکی بود یکی نبود


تاريخ یکشنبه یکم مرداد 1391ساعت 2:26 نويسنده فاطمه |
خدایا کمکم کن با تو باشم چون با عوض کردن یک نقطه از خدا   جدا میشم


تاريخ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391ساعت 1:28 نويسنده فاطمه |
یه ضرب المثل ایرانی هست که هیچی نمیگه فقط زل می زنه تو چشات

تاريخ دوشنبه پنجم تیر 1391ساعت 16:49 نويسنده فاطمه |

تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 16:53 نويسنده فاطمه |
خداوندا در قرانت جایی به نام سوره عشق خالی است که این گونه اغاز میشود

وقسم به روزی که همه تنهایت می گذارند تنها پناه تو خداست

 


تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 16:45 نويسنده فاطمه |
خریت دلیل ومنطق نمی خواد وقتی به حرف کسی گوش می دی خریت حساب میشه


تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 16:40 نويسنده فاطمه |
امان از دست ها این روز هادستانت را می گیرند ونوازشت می کنند

وفردا همان دست ها را تکان میدهند واین یعنی خداحافظی


تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت 16:35 نويسنده فاطمه |
کجایی سهراب؟اب را گل کردند. چشم ها را بستندوچه با دل کردند.و ای سهراب کجایی اخر؟زخم ها بر دل عاشق کردند خون بر دل شقایق کردند. تو کجایی سهراب که همین نزدیکی عشق را دار زدند همه جا سایه ی دیوار زدند. وای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالیست دل خوش سیری چند؟صبر کن سهراب قایقت جا دارد

تاريخ شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 17:21 نويسنده فاطمه |

تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 13:46 نويسنده فاطمه |

تاريخ چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 13:42 نويسنده فاطمه |

تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:44 نويسنده فاطمه |
 

تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:44 نويسنده فاطمه |

تاريخ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 13:35 نويسنده فاطمه |